|
تنهاترین عشقم مادر
|
|||
|
درباره وبلاگ |
مادر یعنی عشق ‚مادر یعنی مهر‚ مادر یعنی دریچه ای ازمحبت ‚مادر یعنی پرتویی از مهربانی ‚ |
||
|
فهرست اصلی دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب |
|
بهشت در دست های مادر بود
مادر! مادر، اگر دعای شبانگاهیت نبود من در لهیب آتش غم می گداختم مادر، اگر گناه نبود این به درگهت بی شک تو را به جای خدا می شناختم **** تا دیده ام به روی جهان باز شد، زشوق لبخند مهربان تو جا در تنم دمید فریاد حاجتم چو برون آمد از گلو دست نوازش تو به فریاد من رسید **** مادر، قسم به آن همه شب زنده داریت که اندر سرم هوای تو هست و صفای تو آیینه دار مهر و عطوفت تویی، تویی خواهم که سر نهم به خدا من به پای تو ****
روزی که طفل زار و نحیفی بُدم زمهر چون جان خود> مرا تو نگهدار بوده ای مادر، به راه زندگی من فدا شدی دایم مرا تو مونس و غمخوار بوده ای **** دادی زکف جوانی و مویت سفید شد ای وای من، که قدر تو اکنون شناختم اکنون که پیریت به کنار آرمیده است من نیز سوی وادی محنت شتافتم **** مادر قسم به تو، که تویی نور کردگار یزدان تو را، ز نور وفا آفریده است نازم به آن شکوه و به آن عزّت و مقام جنّت به زیر پای تو خوش آرمیده است
نوشته شده توسط مریم در سه شنبه چهارم تیر 1387 ساعت 12:21 موضوع: | لینک ثابت روز مادر تبریک می گم به تمام فرشته های زمینی ..................
تعالي انديشه در مادر:
حساسيت مقام زن و دشواري وظايف او، و سنگيني اموري که در خلقت بر عهده او نهاده شده، بسيار دشوار و در عين حال ظريف و دقيق است. توجه مادران به اين وظايف حساس، باعث سلامت جامعه بشري است. استاد جواد آملي در اين باره چنين مي نويسد: «اگر مادري بداند که انديشه هاي او در کودک اثر مي گذارد، انديشه ها و بينش هاي خود را تعالي بيشتري مي بخشد، وظيفه مادري تنها اين نيست که با وضو بچه را شير بدهد و (يا هنگام شير دادن) «بسم الله» بگويد که اينها امور ظاهري و عبادت هاي ظاهري است؛ بلکه دين مي فرمايد: مواظب انديشه هاي خودت نيز باش».
نوشته شده توسط مریم در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 ساعت 22:53 موضوع: | لینک ثابت مادر عزیزم روزت مبارک××××××××××××××××××
در قانون خلقت، هرچه مقام آفريده اي بالاتر است، وظايف او هم سنگين تر مي شود. در اين ميان، زن که به عنوان انسان، جانشين خدا در زمين و به عنوان مادر، پرورش دهنده افراد جامعه بشري است، از مقام بلند و والايي برخودار است. آيت الله جوادي آملي، در مورد عظمت مقام مادر و وظايف او چنين مي نويسد: «يک سلسله مسئوليت هاي پرورشي به عهده مادر است که مرد از آن محروم است . زن حداقل سي ماه يک سري مسئوليت هايي دارد که مرد ندارد. در اين سي ماه که کودک مستقيماٌ از مادر تغذيه مي کند، مادر مسئول حفظ دو نفر است؛ يکي براي خود و ديگري براي کودک. آيا اين عظمت زن نيست؟ اين مسئوليتي نيست که ذات اقدس الهي به زن داده است که به زن فرمود: مسئوليت در حفظ انديشه ها، افکار و عقايد بيش از مرد است. تو مسئول دو نفري. از اين رو مواظب افکار و انديشه هايت باش؛ زيرا که بسياري از مسائل، از راه انديشه به فرزند مي رسد
نوشته شده توسط مریم در سه شنبه دوازدهم تیر 1386 ساعت 11:30 موضوع: | لینک ثابت هميشه همين طور است ...
هميشه همين طور است يكي مي ماند تا روزها و گريه ها را حساب كند ، يكي مي رود تا در قلبت بماند تا ابد ، تا هميشه . اشك هايت را پيش پايش مي ريزي رسم رويا ها همين است كه تنها بماني با اندوه خويش ، روزها و گريه ها را به آسمان خالي ات سنجاق كني . بايد باور كني كه برنمي گردد كه بگويي چقدر شبها سر بي شام گذاشته اي ، تا بتواني هر صبح با يك شاخه گل ارزان منتظرش بماني ...
نوشته شده توسط مریم در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385 ساعت 11:33 موضوع: | لینک ثابت ای خدا...
ای خدا ، ای همنوای ناله ی پروردگانت زین جهان ، تنها تو با سوز دل من آشنایی وای بر من ، با جهانی شرمساری کی توانم تا به درگاهت برآرم نیمه شب دست نیازی ؟ با چنین شرمندگی ها ،کی زدست من برآید تا بجویم چاره ای درد دلی از چاره سازی ؟ ای بسا شب ، نوشین ، گرم میغلتد به چشم خواب می بینم چو مرغی می پرم در آسمان ها پیکر آلوده ام را خواب شیرین می رباید روح من در جستجویت می پرد تا بیکران ها بر تن آلوده منگر ، روح پاکم را نظر کن دوست دارم تا کنم در پیشگاهت بندگی ها من به تو رو کرده ام ، بر آستانت سر نهادم دوست دارم بندگی را با همه شرمندگی ها مهربانا ! با دلی بشکسته ، رو سوی تو کردم رو کجا آرم اگر از درگهت گویی جوابم بیکسم ، در سایه ی مهر تو می جویم پناهی از کجا یابم خدایی گر بکویت ره نیابم ؟ ای خدا ، ای همنوای ناله ی پروردگانت زین جهان ، تنها تو با سوز دل من آشنایی
نوشته شده توسط مریم در جمعه بیستم بهمن 1385 ساعت 20:39 موضوع: | لینک ثابت مادر...
اي مادر سبزينه پوش ! ژرفاي صد دريا ترنم در نگاهت با خلسه خيس گل ياس شكفته است اي مادر سبزينه پوش آلدريا تا مشرق چشمت چنين آيينه كاريست اعجاز اقيانوس و جنگل سبز در سبز
نوشته شده توسط مریم در جمعه بیستم بهمن 1385 ساعت 20:37 موضوع: | لینک ثابت بگو...
بگو كه دلدارت منم يار وفا دارت منم بگو تو راه عاشقي هم دم وهمراهت منم بگو تا تيشه بزنم تيشه به كوه ها بزنم منم كه فرهاد توام آخه تو شيرين مني بگو تموم شه دلهره دلهره هاي شب من بگو تموم شه اشك من اشك شباي سرد من من با خيالت همه شب اشك مي ريزم اشك مي ريزم با خاطرات عشق تو قلبم رو پرپر مي كنم گفتم خريدارت منم گفتي خريداري شدم گفتم به جونم مي خرم گفتي نداره ارزشي گفتم كه دلواپستم نكنه بي راهه بري گفتي كه كار عاشق هاست تنهايي ودلواپسي گفتم كه ديوونه نشو عاشق تر از من چه كسي؟ گفتي كه ديوونه تويي تو اين روز ها عاشق ميشي بگو كه ميشناسي منو همون كه ديوونه ي توست هموني كه با يك نگاه شده اسير ومبتلا نگو كه بي وفا شدي دل داده ي رويا شدي نگو تمومه فكر تواينجا كه نيست جاي ديگه ست بگو هنوز هم عاشقي دلواپس حال مني بگو بهونه ي تو ام عشق تو ام مال تو ام بگو كه هم صدا بشيم آخر عاشق ها بشيم بگو كه حسرت نخوريم تا پاي جون ما باهم يم بگو تو هم سخت برات دقيقه هاي بي منو بگو كه باورت شده حرف هاي من روياي من بگو كه اشك هاي تو هم آب ميشن از دوري من دل صبورعاشقت تنگ براي ديدنم حرف هاي من تموم شده منتظر ديدنت ام منتظرم تو كوچه مون بپيچه عطر تن تو زنده ميشن گلهاي سرخ دوباره با ديدن تو حرف هاي من تموم شد ونسپردمت دست خدا
نوشته شده توسط مریم در جمعه بیستم بهمن 1385 ساعت 20:31 موضوع: | لینک ثابت |
|
T E M P L A T E D E S I G N E D B Y H A M E D A L I V E R D I |
|||